to be continued
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:45
یه بار یکی گفت "بضی رابطه ها اگر پاره بشن،قشنگ تر میشن." و من اصن توجهی نکردم چون حقیقتا" نفمیدم،ولی الان میتونم قول بدم که کاملا" میفمم چی گفت و قسم بخورم که راست گفت. اوایل میگفتم خب رابطه ای که این
the journey of love is never ending
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:45
از موقه ای که موهامُ ازین مدلای ترند دخترونه کوتاه کردم،یه حس قدرت بیشتری دارم که انگار منم مردی ام واسه خودم،به قول تـی : i'de be the man . خلاصه قدرت مردونه و چِینجینگ آو لایف ستایل و ایمانِ قوی تر
این حرفارو ولش بگو چنده fee ــت
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:45
درحالی که دارم خودمُ واسه jogging ئه اولِ صُبی ــه فردا آماده میکنم،مانترای این روزامُ زمزمه میکنم "انرژیتُ بالا نگه دار،منتظر معجزه باش.." توو این مدت از خدا خواستم هرچی صبوری و تلاش کردم در جهتش،و ه
deep
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:45
همونجوری که بضی ــآ از جمع خیلی لذت میبرن و خوششون میاد،من واقن عاشق وختای تنهاییمم مث الان،همه دور هم جـَم ـَن و من تنا خیلی cozy نشستم روو تختم و لپ تاپ رو گذاشتم رو پام و تایپ میکنم و قبلش یه پاکسا
i am the granddaughter of that one witch they couldn't burn
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:30
یو کِنت جاست ایگنور دِ فَکت دَت آیم سو کوول نه؟ آخه میدونی؟ نوشته بود قهرمان بودن ینی توانایی ئه فراخواندنِ امید -اونم توو جایی که ذره ای امید توش نیس- بنابرین من قهرمان زندگی ئه خودمم. به خودم گفتم
i've seen the faith blossom before my eyes
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
روو اعتماد بِ نفسم انقد کار کردم،الان طوری بالاست که شِی میاد میخوایم اِس.ای.ایکس کنیم،خودمُ قبلش توو آینه نگا میکنم میگم خب دیگه مث مدل اروپایی بور ــآ شدی ^_^ بعد نتیجه اش میشه که میشینم روو پاش و ل
comparin all the girls who are killin it? nope we all got crowns
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
انقد خدا رو دوس دارم که بقیه چیزا برام مهم نیستن،هرکی به اندازه سهم خودش ازین دنیا میگیره و من غر نمیزنم و میدونم خدا یه جور خاصی دوسم داره،آی لاو مای گاد اند آی لاو مای ریلیشن شیپ وید گاد xx .. کم کم
1820_وایبز.jpg
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
قضیه اینطوریه که زندگیِ من بدین صورت ئه این چن وقت : به نام خدا :)) هی سـِز "مای نِیم ایز bond , جیمز باند" و سیگنِـچِر سِنت ئه من فِمینین و irresistibly سِداکتیوئه. البته نه فقط این،بلکه تارگت گذاریمم حرف نداره و سالیانه پیشرفت دارم و احساس زنِ powerful بودنُ دیگه کاملا" به حد اعلا رسوندم yaaay . د...
Rosy cheeks
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
تراپیستم یه کتاب ئه به اسم "تکه هایی از یک کل منسجم" و هر صفه اشُ که میخونم واقعیتُ بم میگه و سعی میکنم هندلش کنم. دارم این نوع قوی بودن رو هم تمرین/تجربه میکنم،میخوام به ویترین ــم اضافه اش کنم. الان
sheesh
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
قبول دارین که همه چی از یه فکر شروع میشه؟ من اینو خیلی دوس دارم. شروع یه بیزینسِ فوقولاده،از یه فکر ساده زده میشه و عملی کردنش،دنبال رفتنش؛کارآفرینی کار ِ جالبیه،وختی دایرة المعارف دیزنی ــم جلوم بود
you're my, my, my, my, lover
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
اول از همه بگم که چقد خوشالم که شروع کردم برنامه هامو توو بولت جورنال ــم نوشتن،با وجود اینکه تنبلم ولی میخوام ادامه اش بدم،چون جدیدا" خیلی دارم چیز میز یاد میگیرم توو زمینه ء پرسنال برندینگ و ازین چی
woman of style n substance
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
ببینیم الان که موعای ash blonde ــی دارم و روزا شومیز سفید راه راه مشکی به تن و رژ شارلت تیلبری -شِید ئه مخصوصِ خودم- به لب میرم بیرون،و شبا پیکی بلایندرز میبینم،توو این یه ماه چیا یاد گرفتم؟ اینکه می
بیش از تقارن ، به زیبایی فکر کن
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
یه لحظه سکته ای شدم از دوس داشتنش،یادم رف چی میخواستم بگم. رفتم سرچ کردم "چجوری ببخشیم" و استارت ئه این پروسه رو زدم؛زمان میبره،یه روزه نیس،اما شدنیه،قبلن یه بار امتحانش کردم و راضی ام. از یه سری چیزا
باید از پشت ابرا ماه درارم
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
من متاسفانه یادم میره چقد توانایی تومه،ینی چجوری میتونم باورمُ به خودم از دست بدم وختی توو کمتر از 10 روز،صد و خورده ای جزوه برا شِی نوشتم؟ من تونستم درواقع شِی رو -که عشقش رو تماما" به من از دس داده
mercury retrograde
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:36
مغز ِ مالتی-تسکینگ کننده ء من الان فک میکنه میتونه توو دو ساعت هم بلاگ بنویسه هم کتاب بخونه هم ملفیسنت 2 ببینه و آهنگ گوش کنه و وسطش کارای دیگه ام بکنه :| انی وی،جمله ء "آید لایک توو f^ــآک وید یو ، ج
شکرگزارم.
-
تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 2:28
من واقن ایمـپرِس شدم توسط ایدهء پارک سنتر. خیلی کار خوبی کردن که یه مال رو کلا" اختصاص دادن به طراحی و دوخت و درکل "همه چیز" ئه ایرانی،من چون خودم قراره تولید کننده باشم،از دیدنِ این چیزا خوشال میشم و
happy first day of spring
-
تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 2:28
هیچ بدم نمیاد جلو اسم و فامیلم یه couture بیاد ^.^ راجع بش با بابام صـُبت کردم و ازونجایی که خانوادهء ساپورتیو و روشن فکری دارم -نات آلوِیز :دی- و he's not a regular dad, he's a cool dad :)) قراره اول
i'm happy for the love and all of the above
-
تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 2:28
خدایی نمیخواستم سال نو رو انقد شلوغش کنم و هی راجع بش حرف بزنم ولی کِنت هِلپ اِت :)) من عاشق بهار و عیدم و به شروعِ دوباره بدجوری اعتقاد دارم ، دَتس اِت ؛ مـوودم so this is love ئه سیندرلاس . وختی خوش
صبحانه در تیفانی .
-
تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 2:28
جدیدا خیلی به space علاقمند شدم ینی اگه شِی بخواد سورپرایزم کنه باید کتاب "شناخت عالم" رو برام بخره ^_^ ینی من عاشق اینم که کلی ریسرچ توو گوشیم دارم که چن روز یه بار با ذوق میام اینجا مینویسمشون. حالا
what a time to be alive
-
تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 2:28
دلم داره غش میره،واسه استایلی که برا بهار آماده کردم و همه چی pinkish ئه xxxx دیگه مطمئنم که برا من لذتی بالاتر ازین نیس که بشینم استایل بچینم و بپوشونم تن خودم و کسی که دوسش دارم ؛ شِی واسه اونم برن