چیزای خوب به خوردِ ذهنم میدم،مثن اینکه الان خودمُ یه لاگون میدونم،هر اتفاقی میفته پخشش میکنم توو خودم و آرامشُ دوباره برمیگردونم به خودم؛نیاز دیدم کریستالمُ به گردنم بندازم،یه جایی close to my heart . معنی خوشالی هر لحظه تغییر میکنه ولی الان "داشتن چیزایی که خودت به دستشون آوردی یا ساختیشون" ساچ از : درامد کوچولوم توو این مدتِ ریز :)) بوی خوب عودی که وقتی در اتاقمُ باز میکنی میپیچه توو بینی و حس تمیزی که براش زحمت کشیدم،لووک ــآیی که میسازم و بعد که عکسامُ نگا میکنم راضی به خودم میگم " یاپ ! کندال جنر ِ uh·ta·lee·uhn " :)))) و لست بات ابسو-فا///کین-لوتلی نات لیست،زحمتام واسه دونه دونه خط عای روو بدنم و اینکه عاشق اینم که خیلی فلکسیبل میتونه باشه،هرچی ام گند بزنم توش،دوباره سریع میتونم درستش کنم آی لاو اِت xx .. تا ابد میتونم با سیمز و تکست ــآی شِی و کتابام توو قرنطینه بمونم . but if i OD, i want you to OD right beside me .
برچسب:
نویسنده: محمد اسدیان