الان کاملا" با طبیعتم در ارتباطم،گذاشتم موهام یه کمی نم دار بمونه تا بعد عود رو روشن کردم و نشستم در راستای دودش قهوه ــمو بخورم و تایپ کنم. خوشالیم ازینه که italy هنوز و همیشه تاریخی و مدل قدیمی میمونه و هرموقه برم بالکن جولیت رو ببینم،عین روز اولش و همون موقه ــآس. عمیقا" با شِی باور داریم که من از نوادگان جولیت کپیولِت ام xx اجدادم باعث میشن که من انقد آروم و عاشق باشم. عشقم ازوناس که آتشین شروع شد مث رن و لینا،سم و گریس،رومیئو و جولیت،جک و رُز .. و با "کلید عشق های ابدی" که آرامش ئه،ادامه پیدا کرد. امروز مراحل "بخشش" رو میخوندم که اشاره کرده بود : اجازه نده اتفاقات بد گذشته احساسِ تورو راجع به یه نفر توو زمان حال تعیین کنه؛سعی کنی با اون همدلی کنی و خودتُ بذاری جاش،و از گناهش جداش کنی،هرموقه احساسات منفی برگشت پسشون بزنی. my only love sprung from my only hate, too early seen unknown, and known too late و به درگاه خدا شکر گزارم.
برچسب:
نویسنده: محمد اسدیان